ساحل دريا پر از گودال است
جنگل پر از درختانی که دلباخته پرندگانند
برف بر قله ها آب می شود
شکوفه های سيب آن چنان می درخشند
که خورشيد شرمنده می شود
شب
روز زمستانی است
در روزگاری گزنده
من در کنار تو
اي زلال زيبارو
شاهد اين شکفتنم
شب برای ما وجود ندارد
هيچ زوالی بر ما چيره نيست
تو سرما را دوست نداری
حق با بهار ماست
پل الوار

دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۲ | 11:12